به گزارش روابط عمومی مرکز تحقیقات شیلاتی آبهای دور_ چابهار، سفرهماهیان، این آبزیان بسترزی با بدنی پهن و بالههای موجیشکل، اگرچه کمتر از ماهیان تجاری مورد توجه قرار میگیرند، اما نقشهایی حیاتی در سلامت و پایداری اکوسیستمهای دریایی خلیجفارس و دریای عمان ایفا میکنند. این گروه از ماهیان غضروفی که اغلب با نامهای محلی "پوماهی" یا "رامک" شناخته میشوند، به عنوان حلقهای میانی در زنجیره غذایی، وظیفه حفظ تعادل زیستی بستر دریا را بر عهده دارند. نوشتار حاضر به بررسی جایگاه اکولوژیک، وضعیت بحرانی ذخایر و چالشهای پیش روی این آبزیان ارزشمند میپردازد و راهکارهایی برای حفاظت مؤثر از آنها ارائه میدهد.
جایگاه اکولوژیک سفرهماهیان در اکوسیستمهای دریایی
سفرهماهیان به عنوان شکارچیان میانی در بستر دریا، نقش کلیدی در کنترل جمعیت نرمتنان، سختپوستان و سایر موجودات کفزی دارند. تغذیه انتخابی آنها به حفظ تعادل جمعیت طعمهها و سلامت زیستگاههای بستر کمک شایانی میکند. علاوه بر این، فعالیت این ماهیان در هنگام تغذیه باعث جابجایی رسوبات، هوادهی بستر و چرخه مواد مغذی میشود. از سوی دیگر، خود این آبزیان به عنوان طعمهای برای شکارچیان بزرگتری نظیر کوسهها عمل میکنند. بنابراین، حذف آنها از زنجیره غذایی میتواند به برهم خوردن تعادل اکولوژیک و کاهش کیفیت زیستگاههای دریایی منجر شود.
تنوع زیستی و وضعیت قرمز سفرهماهیان در ایران
بر اساس منابع معتبر جهانی نظیر "Rays of the World" و ارزیابیهای اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN)، بیش از ۶۳۰ گونه سفرهماهی در جهان شناسایی شده است. آبهای جنوب ایران با داشتن بیش از ۵۰ گونه (حدود ۸ درصد تنوع جهانی) یکی از زیستگاههای مهم این گروه محسوب میشود. با این حال، یافتههای جدیدترین گزارشهای علمی وضعیتی بحرانی را برای ذخایر این منطقه ترسیم میکند. برآوردها حاکی از آن است که حدود ۵۰ درصد از گونههای شناساییشده در آبهای ایران در ردههای تهدیدشده "در معرض خطر انقراض" و "آسیبپذیر" فهرست قرمز IUCN قرار دارند. خانوادههای Dasyatidae (سفرهماهیان تیزدم) و Gymnuridae (سفرهماهیان پروانهای) با بیشترین پراکنش، در کنار گونههای باارزشی مانند سفرهماهیان عقابی و گیتارماهیان، همگی با روند نزولی شدید جمعیت مواجه هستند. بدترین وضعیت مربوط به گونههای ارهماهی و گیتارماهی بزرگ بینیکوتاه است که در رده "در خطر انقراض" بحرانی قرار دارند.
تحلیل روند کاهش ذخایر: هشداری جدی
تحلیل دادههای میدانی بهدستآمده از پروژههای پایش ذخایر کفزیان در استانهای جنوبی ایران طی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۸، تصویر نگرانکنندهای از آینده این آبزیان ارائه میدهد. میانگین کاهش شاخص صید به ازای واحد سطح (CPUA) در استانهای خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان بیش از ۷۰ درصد برآورد شده است. استان بوشهر رکورددار بیشترین افت ذخایر و پس از آن سیستان و بلوچستان، خوزستان و هرمزگان در رتبههای بعدی قرار دارند. این ارقام با هشدارهای منطقهای پژوهشگرانی نظیر جابدو و همکاران (۲۰۱۸) که خلیجفارس را یکی از بحرانیترین نقاط جهان برای ماهیان غضروفی معرفی کردهاند، کاملاً همخوانی دارد.
چالشها و تهدیدهای پیش رو
عوامل متعددی در این وضعیت بحرانی نقش داشتهاند:
•صید بیرویه: مهمترین عامل تهدید، صید ضمنی در تورهای ترال میگو است. در سالهای اخیر، ایجاد بازار صادراتی برای باله و گوشت این ماهیان در کشورهای جنوب شرق آسیا، انگیزه صید غیرمجاز و هدفمند آنها را نیز افزایش داده است.
•تخریب زیستگاه: تخریب زیستگاههای ساحلی مانند خورها و بسترهای نرم در اثر آلودگی نفتی، پسابهای صنعتی و توسعه ساحلی، فشار بر جمعیتها را تشدید کرده است.
•ویژگیهای زیستی: سفرهماهیان به دلیل ویژگیهایی نظیر کندرشدی، دیربالغی و زادآوری پایین، توانایی بسیار محدودی برای جبران این فشارهای سنگین دارند.
راهکارها و جمعبندی
کارشناسان تأکید دارند که حفاظت از سفرهماهیان باید به عنوان یک اولویت ملی در دستور کار قرار گیرد. بر این اساس، اقدامات فوری و هماهنگ زیر ضروری است:
•اقدامات کوتاهمدت:
oتدوین و اجرای "برنامه عمل ملی حفاظت از سفرهماهیان" با اولویت ممنوعیت کامل صید گونههای در معرض خطر بحرانی (ارهماهی و گیتارماهی).
oالزام تمام شناورهای ترال میگو به استفاده از دستگاههای کاهش صید ضمنی (BRDs).
oایجاد مناطق حفاظتشده دریایی در زیستگاههای کلیدی مانند خور موسی و اطراف جزیره لاوان.
•اقدامات بلندمدت:
oتغییر نگاه به این آبزیان از یک منبع صرفاً تجاری به یک سرمایه اکولوژیک و توسعه اکوتوریسم دریایی (غواصی با سفرهماهیان) در مناطقی مانند قشم و چابهار.
oتقویت همکاریهای منطقهای از طریق کنوانسیونهایی مانند رابپه (ROPME) و کنوانسیون گونههای مهاجر (CMS).
oطراحی و اجرای برنامه جامع بازسازی ذخایر با همکاری مؤسسات تحقیقاتی.
بدون اقدام فوری و هماهنگ، نه تنها تنوع زیستی منحصربهفرد منطقه آسیب جدی خواهد دید، بلکه تعادل اکولوژیک و پایداری اقتصادی آبهای جنوب ایران برای همیشه به خطر خواهد افتاد.