نوشتاری به مناسبت روز جهانی تنوع زیستی (۲۲ مه ۲۰۲۶ / ۱ خرداد ۱۴۰۵)
طنز تلخ روز جهانی تنوع زیستی
تنوع زیستی، یعنی شبکه پیچیده و شکننده زندگی بر روی زمین، نه تنها منبع دارو، غذا، آب و هوای پاک برای همه موجودات است، بلکه ستون فقرات تابآوری اکوسیستمها در برابر تغییرات محیطی محسوب میشود. هر ساله ۲۲ ماه می فرصتی است برای یادآوری این سرمایه عظیم و خطراتی که آن را تهدید میکند. هم اکنون این روز با سایه سنگین تنشهای نظامی و بحرانهای سیاسی گره خورده است. پیوند میان جنگ و تخریب تنوع زیستی، موضوعی است که نیازمند نگاهی عمیق و مبتنی بر شواهد علمی است. روز جهانی تنوع زیستی درحالی فرا میرسد که منطقه بیش از همیشه نیازمند توجه به پیوند ناگسستنی میان صلح، امنیت و محیط زیست است. هرگونه سیاستگذاری برای آینده از بازسازی مناطق آسیبدیده تا مدیریت منابع آبی مشترک باید با درک این حقیقت همراه باشد که حفاظت از تنوع زیستی، حفاظت از زندگی و آینده انسان می باشد. جنگ را نمیتوان تنها برنده یا بازنده انسانی داشت؛ بازنده همیشگی طبیعت است، و به دنبال آن تمام ساکنان کره زمین. آنچه امروز بر جای مانده، زخمهایی عمیق در طبیعت است؛ زخمهایی که التیام آنها به عزمی جهانی، سرمایهای کلان و دههها تلاش پیوسته نیاز دارد. شعار امسال روز جهانی تنوع زیستی هرچه باشد، واقعیت این است که تا زمانی که سلاحها خاموش نشوند، حفاظت از تنوع زیستی تنها در حد شعار باقی میماند. تنشهای منطقهای نه تنها بودجه حفاظت از محیط زیست و باز سازی ذخایر و زیستمندان را به اولویتهای نظامی منتقل میکند، بلکه بنیاد علمی و میدانی پایش گونهها را نیز مختل میسازد. در شرایطی که جنگ، منابع آبی و خاکی را نیز هدف میگیرد، در این میان محیط زیست گسترده ساحلی - دریایی به دلیل حساسیت ها و آسیب پذیری، بیش از هر زیستبوم دیگری آسیب میبیند.
تنوع زیستی ساحلی – دریایی در سایه تهدید
تأمین بیش از نیمی از اکسیژن جو، تنظیم اقلیم، و تغذیه میلیونها انسان، نشان دهنده نقش دو چندان زیستبومهای ساحلی - دریایی در تنوع زیستی است. اما این سرمایه طبیعی در مناطق بحرانزده، قربانی خاموش درگیریهای انسانی میشود. بر اساس مطالعات در مناطق مختلف دنیا، تخمین هایی در وابستگی مستقیم و غیر مستقیم بدر مقیاس خرد (سنتی) و کلان (صنعتی) بيش از سه ميليارد نفر در دنيا (حدود 36 درصد جمعیت 8/2 میلیارد نفر جهان -سال 2026) به دریاها و اقيانوس ها زده شده است. در ایران نیز حدود 11 میلیون نفر (9/6 درصد از جمعیت 86 میلیون نفری – سال 1405) در ناحیه ساحلی سرزمینی و جزایر زندگی می کنند.
جنگ؛ ویرانگری فراتر از مرزهای انسانی: جنگها و درگیریهای مسلحانه نه تنها تلفات انسانی و زیرساختهای شهری را به همراه دارند، بلکه با تخریب گسترده زیستگاهها، آلودگی منابع آب و خاک، و اختلال در چرخههای طبیعی، ضربهای مهلک به تنوع زیستی وارد میکنند. مطالعات متعدد نشان داده است که مناطق جنگی معمولاً با افزایش شکار غیرقانونی، قطع درختان برای سوخت یا استحکامات، و رها شدن پسماندهای سمی همراه هستند. بررسیهای محیط زیستی پس از جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) نشان داد که نشت نفت و آتشسوزی چاهها منجر به مرگ میلیونها پرنده، پستاندار دریایی و تخریب صخرههای مرجانی در خلیج فارس شد. این الگو در جنگهای بعدی در منطقه از جمله جنگهای داخلی سوریه و یمن نیز تکرار شده است و همچنان نیز ادامه دارد. مناطق حفاظتشده به میدان نبرد تبدیل میشوند و گونههای در معرض خطر نیز طعمه بیرحم ناامنی میشوند.
بحرانهای اخیر منطقه؛ هشدار برای یک بحران اکولوژیک: در ماههای اخیر، تشدید تنشها در منطقه غرب آسیا بهویژه تهدیدهای نظامی گسترده نگرانی عمیقی را درباره پیامدهای زیستمحیطی برانگیخته است. هر حرکت نظامی (زمینی، دریایی، هوایی) و بمباران و به دنبال آن هر آتشسوزی ناشی از حملات، معادل سالها تخریب تدریجی محیط زیست عمل میکند. مناطقی مانند تالابهای بین المللی هورالعظیم و شادگان در « منطقه میان رودان» (بین النهرین) که از ذخایر مهم پرندگان مهاجر هستند، در صورت افزایش آلودگی ناشی از فعالیتهای نظامی یا بستن مسیرهای آبی، با خطر نابودی کامل مواجه میشوند. همچنین، بحران انرژی و کمبود سوخت در شرایط جنگی، مردم را به استفاده از منابع طبیعی مانند قطع درختان و زغالگیری غیرمجاز سوق میدهد که مستقیماً به تخریب پوشش گیاهی و کاهش تنوع گونههای گیاهی منجر میشود. این چرخه معیوب، تابآوری اکوسیستم را در برابر تغییرات اقلیمی کاهش و نهایتاً امنیت غذایی و سلامت انسانها را به خطر میاندازد.
از دست رفتن تنوع زیستی به عنوان تهدیدی امنیتی: ارتباط میان تخریب تنوع زیستی و بحرانهای انسانی دوطرفه است. اگر جنگ باعث نابودی طبیعت میشود، از سوی دیگر، کاهش تنوع زیستی به ویژه در مناطق خشک و نیمهخشک خاورمیانه میتواند کمبود منابع حیاتی را تشدید و زمینهساز درگیریهای تازه شود. سازمان ملل در گزارشهای خود بارها هشدار داده است که «بحران تنوع زیستی یک تهدید امنیتی خاموش» است. مناطقی که در آنها تخریب محیط زیست با نابرابری اقتصادی و ضعف حکمرانی همراه است، بیش از دیگر نقاط مستعد تنش و منازعه هستند.
خلیج فارس و تنگه هرمز، گنجینه ارزشمند تنوع زیستی جهان
در این میان تنوع زیستی دریایی خلیج فارس به عنوان «میراث تکاملی» است که میلیونها سال طول کشیده تا شکل بگیرد. هر جنگ، نه تنها جان انسانها را میگیرد، بلکه این میراث را برای همیشه دگرگون میکند. این بدنه دریایی نیمه بسته یکی از گرمترین و شورترین پهنههای آبی جهان است که در بر گیرنده گنجینه های ارزشمندی از زیستمندان است که در این میان می توان به گونه های شاخص و نمادین نظیر « دلفین گوژپشت اقیانوس هند» (Sousa plumbea) از نظر ژنتیکی منحصربهفرد است. حفاظت از این «گونه چتر» به طور خودکار از طیف وسیعی از گونههای دیگر محافظت میکند. اما این گونه به شدت به آلودگی صوتی ناشی از تردد کشتیهای جنگی و انفجارهای زیرآبی حساس است. سونار نظامی و انفجار مینهای دریایی سیستم ناوبری و ارتباطی دلفینها را مختل میکند، منجر به بهگِلنشستن دستهجمعی آنها و مرگ بر اثر استرس یا گرسنگی میشود. در تنشهای نظامی اخیر، نگرانی جدی درباره باقیماندن جمعیت این گونه در آبهای آلوده به مواد جنگی وجود دارد. همچنین صخره های مرجانی « صبور اما شکننده» خلیج فارس نظیر مرجان های Porites و Acropora که در طول هزاران سال به شرایط سخت سازگار شدهاند، زیستگاهی حیاتی برای ماهیان تجاری و لاکپشتهای دریایی فراهم میکنند. اما این مرجانها در حال حاضر تحت سه فشار همزمان گرمایش جهانی و پدیده سفیدشدگی، آلودگی نفتی ناشی از نشت خطوط لوله و حملات به تأسیسات، و رسوبگذاری ناشی از لرزشهای انفجاری و تردد سنگین ساحلی – دریایی (ترافیک سنگین دریایی) قرار دارد. بازسازی این زیستگاهها حداقل ۱۰ تا ۲۰ سال طول میکشد، در شرایطی که جنگ هر سال این چرخه را دوباره آغاز میکند. لاکپشت دریایی بخصوص دو گونه «لاکپشت سبز» (Chelonia mydas) و «لاکپشت منقارعقابی» (Eretmochelys imbricata) به عنوان « مهاجران خط اول آتش» محسوب می شوند. این موجودات که میلیونها سال پیش از انسان روی زمین بودهاند، اکنون در مسیر مهاجرت هر سال برای تخمگذاری به سواحل ماسهای جزایر جنوبی ایران با مینهای ساحلی - دریایی، آلودگی نوری ناوگانهای نظامی (که باعث سردرگمی نوزادان در مسیر دریا میشود) و آلودگی پلاستیکی ناشی از زبالههای جنگی روبهرو هستند. در نتیجه طی سالهای اخیر، تعداد لانههای موفق لاکپشتها در سواحل خلیج فارس کاهش چشمگیری داشته است.
دیپلماسی محیط زیستی؛ رویکردی صلحمحور در حفاظت از تنوع زیستی
روز جهانی تنوع زیستی امسال را در حالی پشت سر میگذاریم که بخشی از این میراث در زیر آتش و آلودگی نفسهای آخر را میکشد. اما تا هنوز دیر نشده، میتوانیم از «دیپلماسی طبیعت» به عنوان تنها راه بروه رفت برای ایجاد وقفهای در تخریب استفاده کنیم. در میان طنز تلخ روز جهانی تنوع زیستی که در سایه بمب برگزار میشود، باید به مفهومی به نام «دیپلماسی محیط زیستی» (Environmental Diplomacy) توجه کرد. حفاظت از تنوع زیستی نمیتواند جدا از موضوع صلح و امنیت دیده شود. ایجاد «پناهگاههای صلح» (Peace Parks) در مناطق مرزی و فرامرزی، گفتگوهای دیپلماتیک مبتنی بر محیط زیست (Eco-diplomacy)، و تقویت قوانین بینالمللی برای حمایت از زیستگاهها در زمان جنگ (مانند اصلاحیههای پروتکل ژنو) از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند هم به کاهش تخریب طبیعت و هم به کاهش تنشهای سیاسی کمک کنند. تجربیات جهانی نشان داده که در بحرانترین مناطق حتی در اوج جنگ سرد، محیط زیست به عنوان «پل صلح» عمل کرده است. نمونه تاریخی آن «معاهده حفاظت از محیط زیست دریایی خزر» است که با وجود اختلافات عمیق سیاسی بین کشورهای ساحلی امضا شد. برای حوضه های دریایی جنوب کشور (خلیج فارس، تنگه هرمز و خلیج عمان) می توان آتشبس فصلی برای تخمگذاری لاکپشتها و زادآوری پرندگان مهاجر، توقف تردد نظامی در فصل بهار و تابستان در محدوده جزایر حفاظتشده، ایجاد «مناطق حفاظت شده فرامرزی» (کنوانسیون جهانی BBNJ ) در آبهای آزاد، تشکیل ناظران محیط زیستی مستقل بینالمللی برای پایش خسارتهای جنگی به اکوسیستم، و مستندسازی برای جبران خسارت در دوران «پسا جنگ» پیشنهاد نمود.